مدیر بلاگفا یا نخست وزیر…
دوستان چند روز پیش در حال بازدید از یک وبلاگ خارجی بودم که با پست جالبی مواجه شدم.
نویسنده این وبلاگ در یک حرکت جالب به سراغ دو نفر از وبلاگ نویسان مشهور خارجی رفته بود و مصاحبه ای کوتاه با اونا انجام داده بود که یکی از این دو ، نویسنده وبلاگ لایف هکر (مشهورترین وبلاگ انگلیسی زبان) بود.
خیلی برام جالب بود که نویسنده چنین وبلاگی براحتی به سوالاتی که در اون مصاحبه ازش پرسیده شده بود پاسخ داده بود. سوالاتی که یک وبلاگ نویس معمولی و گمنام ازش پرسیده بود.
چند تا از سوالا این بود:
چند وقته که وبلاگ نویسی می کنید؟
آیا از ابتدا به قصد کسب درآمد وبلاگ نویسی رو شروع کردید؟
در آمد ماهیانه شما از وبلاگتون چقدره؟
منبع اصلی کسب درآمد شما چیه؟
اگه بهتون بگن که میتونید یک پست در هر وبلاگی در سراسر دنیا بذارید کدوم رو انتخاب می کنید؟
راستش هم سوالا جالب بود و هم پاسخ های بسیار روشن و شفافی که اون دو نویسنده داده بودن.
راستش منم تو خودم گفتم برم با یکی از آدمای موفق در عرصه وبلاگ و وبلاگ نویسی مصاحبه کنم و متن مصاحبه رو بذارم تو وبلاگم.
این شد که رفتم سراغ مدیر بلاگفا (علیرضا شیرازی). رفتم به وبلاگ ایشون و سوالاتم رو در یک کامنت خصوصی براشون نوشتم.
من خوش خیال فکر میکردم وقتی نویسنده وبلاگی مثل لایف هکر براحتی به مصاحبه یکی از مخاطبانش پاسخ داده بود این مدیر بلاگفا هم (که فقط تو ایران مشهوره) به سوالات من پاسخ میده. اما آقای شیرازی کجا و من کجا؟ اصلا من گستاخی کردم که از ایشون چهار تا سوال پرسیدم یا شایدم جسارت کردم!
به هر حال ایشون پاسخی به من ندادند.
تمام این حرفا رو زدم که به یه نتیجه برسم و اون اینکه ما ایرانیها زود خودمون رو گم می کنیم. تا به یه مقام و شهرت اندک میرسیم دیگه خدا رو هم نمیشناسیم. اون دو نویسنده مشهور خیلی شفاف و بی شیله پیله به سوالات پاسخ دادن. هم در آمد ماهیانه خودشون از وبلاگ نویسی رو افشا کردن و هم خیلی چیزای دیگه. اما من ساده لوح رفتم از جناب شیرازی پرسیدم چقدر درآمد داری. فکر کنم ایشون وقتی این سوال رو دیدن لبخندی زدن و گفتن این چه زرنگه!!! میخواد درآمد منو بفهمه! خیلی با حاله!
فقط از خدا میخوام که همیشه تکبر و غرور کاذب رو از من دور نگه داره تا اگه یه روزی در یه کاری موفق شدم همه چیز رو فراموش نکنم…

