چهره ای ماندگار
چند وقت پیش مراسم تجلیل از هنرمندان سریال تلویزیونی رستگاران بود. البته من که هنرمندی در این مجموعه ندیدم (به جز آتیلا پسیانی). یک هنرمند دیگه هم بود که در حرکات موزون گردن خیلی مهارت داشت و اصلا نمیتونست اون گردن مبارک رو صاف نگه داره (نرگس جون رو که یادته؟!). بعد از اینکه تک تک بازیگران در این مراسم صحبت کردند نوبت رسید به رئیس صدا و سیمای ملی (ضرغامی رو که یادته؟). صحبت رستگاری و این حرفا بود که ایشون یک شخص رستگار رو مثال زدن. شخصی که در ۴۸ ساعت آخر عمرش رستگار شد! ایشون اشاره کردن به مرحوم منوچهر آتشی. شاعری که به قول ایشون ۳۰ سال با جمهوری اسلامی مخالف بود و بر علیه نظام شعر مینوشت اما به یکباره در سال ۸۴ و در ۴۸ ساعت باقی مانده عمرش توبه می کند و چهره ماندگار میشود! خیلی کنجکاو شدم که بدونم این شاعر کی بوده و چی مینوشته و چرا چهره ماندگار شده. بنابراین دست به دامن موتورهای جستجو شدم. من از قبل این شاعر رو نمی شناختم و اصلا اسمش رو هم نشنیده بودم و با توجه به حرف هایی که جناب ضرغامی در مورد ایشون زدند فکر می کردم وقتی که اسم منوچهر آتشی رو گوگل کنم با پر بازدید ترین صفحه اینترنتی در ایران مواجه بشم (این صفحه). اما اینگونه نبود. سایت های بسیاری رو مرور کردم و اطلاعات زیادی رو راجع به این شاعر بدست آوردم اما در هیچ کدوم آنها خبری از مخالفت با نظام و این حرفا نبود. تنها لکه سیاهی که میشد در زندگی ایشون پیدا کرد این بود که در زمان حکومت پهلوی یکبار از رضا خان تمجید کرده (که به نظر من این لکه سیاه محسوب نمیشه). نمیدونم اون صحبت هایی که اون شب رئیس سازمان صدا وسیمای ملی در مورد منوچهر آتشی کرد مربوط به چه قضایایی میشه و به چه دلایلی این شاعر به عنوان چهره ماندگار شناخته شد، به دلایلی که ضرغامی مطرح کرد و یا دلایل دیگه ای که ما ازش بیخبریم. البته اونطور که من فهمیدم منوچهر آتشی شاعر بسیار بزرگی بود و در شعر نو مهارت ویژه ای داشت و از شاگردان مستقیم نیما یوشیج بود. اما نمیتونم بپذیرم که ایشون صرفا به خاطر شاعر بودن چهره ماندگار شد، چون ازون قدیم ندیما تنها چیزی که تو این مملکت بهش بها داده نمیشده همین فرهنگ و هنر و شعر و شاعری بوده.(من مطمئنم که اگه الآن فردوسی هم زنده بود چهره ماندگار نمیشد! ). بنا براین همچنان در کف این ماجرا باقی موندیم و نفهمیدیم قضیه این منوچهر خان چی بوده. از ایشون خواهش می کنم که یک شب به خواب بنده تشریف بیاورن و خودشون ماجرا رو واسم روشن کنن!
پی نوشت: دوستانی که راجع به این قضیه چیزی میدونن ما رو هم بی نصیب نذارن.
لینکهای مرتبط :












ضرغامی برای خودش یه حرفایی میزنه
[پاسخ]
ای برادر ….
خوب وقتی ایشون گفتن بوده حتما بوده دیگه …
سبز و خندون
[پاسخ]
؟؟؟
این یک کامنت آزمایشی است
من گیلاس نیستم!
[پاسخ]
سلام !!!! نه والا این من نیستم !!!!
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۳۲ ب.ظ:
ممنونم. عجب دوره زمونه ای شده!
[پاسخ]