نوشته شده در شهریور ۹, ۱۳۸۸, توسط حامد اویسی
چند وقت پیش مراسم تجلیل از هنرمندان سریال تلویزیونی رستگاران بود. البته من که هنرمندی در این مجموعه ندیدم (به جز آتیلا پسیانی). یک هنرمند دیگه هم بود که در حرکات موزون گردن خیلی مهارت داشت و اصلا نمیتونست اون گردن مبارک رو صاف نگه داره (نرگس جون رو که یادته؟!). بعد از اینکه تک [...]
نوشته شده در شهریور ۶, ۱۳۸۸, توسط حامد اویسی
انگار هیچ چیز ما ایرانی ها نباید حساب کتاب داشته باشه و تو هر عرصه ای پا میذاریم باید اونجا رو به گند بکشیم! یکی از عرصه هایی که ما به گند کشیدیم همین دنیای وبلاگستان هستش. مثل اینکه تو ایران هر کی از مامانش قهر می کنه فقط مجبوره که ۲ تا کار انجام [...]
نوشته شده در شهریور ۳, ۱۳۸۸, توسط حامد اویسی
روز اول ماه رمضان بود و نزدیک افطار. احساس می کردم یک چیزی کمه.یک چیزی که سال های قبل و نزدیک افطار بود اما حالا نیست و نبودنش باعث شده که بوی ماه رمضان رو مثل سال های قبل حس نکنم. یه خورده که فکر کردم فهمیدم قضیه چیه. کانال تلویزیون رو عوض کردم. زدم [...]