خودت را گم نکن
اینکه تو برای خودت زندگی میکنی یا برای دیگران سوالیست که شاید هیچگاه پاسخ قابل قبولی برایش پیدا نکنی. شاید هر روز صبح که از خواب بیدار میشوی پشت یک نقاب خودت را پنهان میکنی. نقابی که دیگران برایت ساختند و همه تو را با آن دوست دارند. تو خودت نیستی و این نقاب توست که حرف میزند، این نقاب توست که می خندد و گریه می کند و این نقاب توست که نفس می کشد! شب ها به هنگام خواب نقاب را از صورت بر می داری و قبل از اینکه به خواب عمیقی فرو بروی چند دقیقهای مهلت داری که خودت باشی و به اعمال ریز و درشتی که در طول روز انجام دادی فکر کنی. با خودت کلنجار میروی. فکر اینکه دیگران در مورد تک تک اعمال تو چه فکری کرده اند تو را دیوانه می کند. عدم رضایت درونی تو را آزار میدهد. نقاب دیگری برای خودت میسازی و صبح روز بعد آن را به صورت میزنی!












شاید هم باید نقاب رو برداری و خود خودت باشی
[پاسخ]
راستی اون وبلاگ روزانه ها چی شد؟
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ آذر ۵م, ۱۳۸۸ ۸:۴۰ ق.ظ:
تعطیلش کردم. هر چی هست همین جا مینویسم.
[پاسخ]
تا وقتی نقاب داشته باشیم رضایتی وجود نداره. اینکه بتونیم خودمون باشیم ، جدا” موفقیت بزرگیه که به دنبالش آرامش میاد
[پاسخ]
شاید دلیل نقاب گذاشتناینه که آدم بخواد خودشو برتر از اون چیزی که هست نشون بده و این حتی به وبلاگستان هم سرایت کرده
متاسفانه کسانی هستند که نوشته هاشون خود واقعیشون نیست
[پاسخ]
دفعه بعد که اومدی بدون نقاب بیا وبم :)
[پاسخ]
شاید همه به دیدن هم با نقاب عادت کرده باشیم و اگه یه روز یکی نقابش رو نزنه بنظرمون عجیب بیاد.دیگه همه عادت کردیم که به هم ریا بفروشم.فعلا” بازارش داغ داغه
[پاسخ]
شاید بهترین تعریف حرفت، شعر نقاب سیاوش قمیشی باشه.
در مورد مطلب قبلیت(بلاگفا یا…) مطلبی تراوش کردم. البته میشه گفت درد دله، شاید نوشته های سایر دوستای عزیز بتونه مکما خوبی برای اون، و راهنمایی برای همه دوستای وبلاگی باشه.
[پاسخ]
از رو سرعت گیر رد شدی خندیدی که اینجوری شده :دی
[پاسخ]
آخه تو حال شنگولی که نمیان وبلاگستان ، دم ِ وبلاگم گرم که حالتو میگیره :دی
تا کور شود هر آنکه نتواند دید :دی
[پاسخ]
باش داش ،خودت خواستی :|
[پاسخ]
امروز راجبش یه پست میذارم
[پاسخ]
اونقدر به دیدن وزدن این نقابها عادت کردیم کهاگه برشون داریم همه ازمون دور میشن…اما شاید اینجا تو این دنیای مجازی بشه چند دقیقه ایی خودمون باشیم..بدون ترس
[پاسخ]
راستش بنظرم از سی دی قدیمی باشه میگفت بهتر فروش میره ..
ما اگر نقاب نزنیم نمیشه باید بزنیم والا دودمانمون رو به باد میده این زندگی
[پاسخ]
هرچند سعی میکنم اکثرا خودم باشم اما باز هم نمیتونم بدون نقاب سر کنم
[پاسخ]
ولی سخته تحمل کردن این نقاب
من تا جایی که ممکنه برام، سعی میکنم خودم باشم
عیدتون مبارک حامدجان
[پاسخ]
هیچ وقت نخواستم واسه دل دیگران زندگی کنم
ولی راه گریزی نیست از این نقاب لعنتی
اعتراف میکنم که من در برابر چند نفر تو زندگیم مجبورم که نقاب داشته باشم
خدا رو شکر که حدااقل تو این دنیای مجازی واقعا خودمم
[پاسخ]
سلام من فکر میکنم آدم اگه هیشه رو بازی کنه بهتره. اونایی که نقاب دارن وای به روزی که نقابشون برداشته بشه.
[پاسخ]
دقیقا همینه که نوشتی…
دست به دل خونم گذاشتی حامد جان!!!!
[پاسخ]
من این پستت رو که خوندم شروع کردم چندتایی دیگه از پستها رو هم نگاه کردم.این پستت رو مخصوصا دوست داشتم.من خواننده وبلاگت شدم.اشتراک هم تاحالا استفاده نکردم ولی اگه یه روزی استفاده کنم حتما مشترک هم میشم.حالا فعلا با اجازه ات لینکتو بگذارم توی لیست دوستام؟
[پاسخ]