باغ کتاب
قصد دارم از این به بعد پست هایی رو به معرفی کتاب اختصاص بدهم. باشد که با اینکار کمی کتابخوان شویم و اندکی به سواد ناچیزمان افزوده شود. باید اعتراف کنم که اصلا اهل کتاب خوندن نیستم و با نوشتن چنین پست هایی بیشتر میخوام به خودم و امثال خودم کمک کنم. با دیدن برنامه های بی محتوای تلویزیون که چیزی به سواد آدم اضافه نمیشه، پس چه بهتر که در اوقات فراغتمان به خواندن کتاب بپردازیم. موافقید؟ در پست های باغ کتاب بدین شکل عمل می کنیم که بنده در هر پست یکی دو کتاب را به همراه شرح مختصری از آن به شما معرفی میکنم و شما هم در کامنت دونی وبلاگ نظرتون رو در مورد اون کتابها مینویسید و خودتون هم چند تا کتاب دیگه رو معرفی میکنید. شما میتونید نظرات خودتون رو در مورد کتابهایی هم که سایر دوستان در کامنت ها معرفی می کنند بیان کنید. در پایان، همه نظرات رو جمع بندی میکنیم و یک یا دوکتاب را برای خرید و مطالعه آن انتخاب میکنیم. چطوره؟ اگه شما پیشنهاد دیگری دارید حتما در نظرات بیان کنید.
۱
-بادبادک باز (اثر خالد حسینی، پزشک و نویسنده افغان): معرفی و سفارش این کتاب رو همه جا میشه دید. این اولین رمان این نویسنده است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد و علاوه بر فروش چند میلیونی در امریکا در بیش از ۳۵ کشور دنیا نیز ترجمه و منتشر شده است. نسخه سینمایی این کتاب نیز به کارگردانی مارک فورست ساخته شده است. نویسنده وبلاگ خوابگرد در مورد این کتاب نوشته است:
بادبادکباز داستان سرراستِ دو پسرک است به نام امیر و حسن، که در کنار هم در کابل، بزرگ میشوند. زمان شروع رمان یکی از روزهای زمستان ۱۹۷۵ است و کشور در آستانهی یورش ارتش شوروی قرار دارد. امیر و حسن در مسابقات سالانهی بادبادکبازی شرکت میکنند و امیر در یکی از مسابقات به حسن کلک میزند و همین، سرآغاز خیانتیست که در طول داستان، مثل زنجیرهای گسترده میشود تا به رویدادهای معاصر افغانستان میرسد و…
۲
-قلعه حیوانات (اثر جورج اورل): تعریف این کتاب را نیز خیلی شنیدهام. چیزی که بیشتر در مورد این کتاب توجه من رو جلب کرد ممنوعیت انتشار و فروش این کتاب در چند سال گذشته بود. ضمن اینکه شنیده ام این کتاب از جمله کتابهای کمیاب است و در بازارهای کتاب براحتی یافت نمیشود! قسمت ابتدایی کتاب را براتون مینویسم:
آقای جونز مالک مزرعه مانر به اندازه ای مست بود که شب وقتی در مرغدانی را قفل کرد از یاد برد که منفذ بالای آنرا هم ببندد.تلو تلو خوران با حلقه نور فانوسش که رقص کنان تاب میخورد سراسر حیاط را پیمود، کفشش را پشت در از پا بیرون انداخت و آخرین گیلاس آبجو را از بشکه آبدار خانه پر کرد و افتان و خیزان به سمت اتاق خواب که خانم جونز در آنجا در حال خرو پف بود رفت.به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب ،جنب و جوشی در مزرعه افتاد. در روز دهان به دهان گشته بود که میجر پیر ، -خوک نر برنده جایزه نمایشگاه حیوانات- شب گذشته خواب عجیبی دیده است و می خواهد آنرا برای سایر حیوانات نقل کند مقرر شده بود به محض اینکه آقای جونز در میان نباشد همگی در انبار بزرگ تجمع کنند.میجر پیر (همیشه اورا به این نام صدا میکردندگرچه به اسم زیبای ویلینگدن در نمایشگاه شرکت کرده بود) آنقدر در مزرعه مورد احترام بود که همه حاضر بودند ساعتی از خواب خود را وقف شنیدن حرف های او کنند…
پی نوشت: اگر این دو کتاب رو تا به حال مطالعه کردید نظرتون رو در موردش بنویسید و اینکه مطالعه این کتاب رو به بقیه دوستان هم توصیه میکنید یا خیر. ضمن اینکه خودتون هم چند کتاب دیگر معرفی میکنید!
بعداً اضافه شد:
نسخه PDF هر دو کتاب رو الآن دارم اما چون حدس میزنم زیاد اهل مطالعه کتب الکترونیک نیستید لینک دانلود رو نگذاشتم. هر کدوم از کتابها رو خواستید به آدرس ایمیلتون ارسال می کنم.
-در گذشت استاد بی همتای سنتور ایران، پرویز مشکاتیان: این هنرمند عزیز نیز آرام و بی سر وصدا از میان ما رفت. این عزیزان یکی پس از دیگری از جمع ما میروند در حالی که در طول زندگی هنری خود جز برای جمعیت اندکی از جامعه شناخته شده نبودند. نمیدانم مقصر کیست و نمیدانم چه کسی مسئول این بی تفاوتی نسبت به هنرمندان این ملت است که ارزش هنرمندی این چنین فقط بعد از مرگ او مشخص میشود. صدا و سیمایی که مدعی اطلاع رسانی به مردم است جز خبر درگذشت مشکاتیان حرف دیگری برای گفتن نداشت!
-استفاده از خبرنامه وبگذر به جای خبرنامه فید برنر: میدونم خیلی از وبلاگ نویسان علیرغم تجربه ای که در وبلاگ نویسی دارند هنوز با سرویس هایی نظیر فید برنر آشنا نیستند. اکثر شما با سرویس های مختلف 




