بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘وبلاگستان’

کدام سرویس وبلاگ نویسی بهتر است؟

۳۰ آبان ۱۳۸۸ حامد ۳۳ دیدگاه

این روزها یک خوره ای به جان اهالی وبلاگستان فارسی افتاده که یک پست خداحافظی می‌گذارند و به سرویس های خارجی پناهنده می‌شوند! من فکر می کنم این موضوع خیلی مهم باشه و باید درباره آن بحث کرد. اینکه عده زیادی از وبلاگنویسان فارسی زبان هر روز و هر روز سرویسهایی چون بلاگفا رو ترک می‌کنند و به سرویسهای خارجی (عمدتاً ورد پرس) کوچ می‌کنند یک حرکت احساسی و بدون منطق است و به قول معروف از روی جو زدگی انجام می‌شود یا اینکه واقعاً دلایل قابل قبولی برای آن وجود دارد. آیا این اشخاص امکانات موجود در سرویس خود را کافی نمی‌دانند و به امکانات بیشتری نیاز دارند یا اینکه صرفاً با سفارش دوستان و آشنایان به دیگر سرویسها رجوع می‌کنند. آیا درک درستی از نیازهای خود در وبلاگنویسی دارند یا وقتی به یک سرویس جدید هم نقل مکان کنند باز هم نمی‌دانند از سرویس مورد نظر چه انتظاری دارند و چه می خواهند.

همون طور که می دونید چند وقتی است که تبلیغات گسترده ای علیه بلاگفا صورت گرفته و گاهی به بی رحمانه ترین شکل ممکن مدیر بلاگفا را مورد هجوم قرار می دهند. این قضیه بعد از انـ  تخابات خیلی بیشتر از پیش نمود پیدا کرد. بدون شک این تبلیغات بی تاثیر نبوده و متاسفانه خیلی ها بدون اینکه به نیازهای خودشون توجه داشته باشند و منطقی رفتار کنند به سرویس های خارجی نقل مکان کردند و چه بسا که خیلی از آنان هم اکنون پشیمان باشند. به نظر من اگر شما جزء کسانی باشید که می‌خواهید به تازگی صاحب یک وبلاگ شوید و دنبال یک سرویس خوب و متناسب با نیازهای خودتون می‌گردید، نمی‌توانید براحتی به نتیجه برسید. چرا که هر کس حرف خودش را میزند و متعصبانه از سرویسی که خود در آن مشغول نوشتن است دفاع می کند. ضمن اینکه فرد مورد نظر دانش کمی نسبت به دیگر سرویس های وبلاگنویسی دارد و نمی تواند شما را به درستی راهنمایی کند. هدف من از نوشتن چنین مطلبی اینه که یک بحث جدی رو به کمک دوستان وبلاگنویسم شروع کنم تا به کمک هم بتونیم یک نتیجه گیری کامل و جامع رو داشته باشیم و به نوعی کمکی باشد به کسانی که هنوز سر در گم هستند و نمی‌دانند کدام سرویس وبلاگنویسی برایشان بهتر است. من مطمئن هستم که این بحث میتونه خیلی مفید باشه و نتیجه خوبی هم داشته باشه. دوستان وبلاگنویس من در بلاگفا، وردپرس، پرشین بلاگ، بلاگر گوگل و سرویس های دیگر صاحب وبلاگ هستند و بیشتر آنها چندین سال است که در سرویس مورد نظرشان مشغول نوشتن هستند. از این دوستان و تمامی کسانی که این مطلب را می خوانند دعوت می کنم تا در این بحث شرکت کنند و به عنوان وکیل مدافع سرویس خود درباره موضوعاتی این چنین بحث کنند:

  • چرا سرویس مورد نظر (مثلاً بلاگفا) را برای وبلاگ نویسی انتخاب کردند؟
  • سرویس مورد نظرشان چه مزایای دارد؟
  • مهم ترین معایب سرویس مورد نظرشان چیست؟
  • موضوع مطالب آنها و هدفشان از نوشتن چه ارتباطی با انتخاب سرویس مورد نظر داشت؟
  • و سایر موارد مشابه…

دوستانی که مایل به شرکت در این بحث هستند باید یک پست از وبلاگشان را به این موضوع اختصاص بدهند. اصلاً نترسید که ممکن است نوشتن چنین پستی با موضوع وبلاگتان مغایرت داشته باشد. این یک بحث کاملاً مفید و نتیجه بخش است که می تواند به خیلی‌ها در یک انتخاب درست کمک کند. هر کس که تمایل دارد در این بحث شرکت کند در کامنتها اعلام آمادگی کند. لینک وبلاگ شما در این پست قرار داده میشه تا دوستان بتوانند صحبتهای شما رو دنبال کنند. مسلماً شخصی که به دنبال یک سرویس مناسب می گردد با خواندن مطالب شما به یک نتیجه درست و درمان خواهد رسید. پس همه باشید.

دوستانی که تا کنون در بحث شرکت کرده اند:

بی‌قرار ( کدام سرویس وبلاگ نویسی )

مستر افشین ( کدام سرویس وبلاگ نویسی بهتر است؟! )

وارش ( وبلاگ سرور های غیر ایرانی و یا بلاگفا جان ایرانی )

یکی از ما دوتا ( چرا بلاگفا؟! )

یک نابغه (چرا بلاگر رو به بلاگفا ترجیح میدم؟)

عرعری (خطاب به مدیر بلاگفا)

سعید (چرا میهن بلاگ؟)

دوستان ِ جان

۲۸ آبان ۱۳۸۸ حامد ۲۹ دیدگاه

قبل از اینکه دوستان ِ جان را معرفی کنم باید سه نکته را مطرح کنم:

۱-این یک بازی وبلاگی است که بابا لنگدراز ۵ فوتی آن را به راه انداخته است.

۲- من حق دارم با همه شوخی کنم ولی هیچ کس حق نداره با من شوخی کنه!

۳-دوستان من انسانهای با جنبه‌ای هستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه!

دوستان کهنه:

آرمان نوشت: آرمان اهل کرمانشاه است و من ارادت خاصی به مردم کرمانشاه دارم و خیلی آنها را دوست دارم ولی  این اصلاً دلیل نمی‌شود که با او شوخی نکنیم. آرمان یک دانشجوی بسیار بی نظم و انضباط است که ترمی ۶ واحد کمیته انضباطی بر می دارد. ضمن اینکه روزنامه نگار هم هست و با نشریه های خود دهان خیلی ها را صاف کرده است. کلاً آرام و قرار ندارد و بعد از انتخابات هم شیطنت های فراوانی کرده است که او را دائماً به یک جایی احضار می کنند!

پسر خوشگذران: خیلی دوستش داریم اما این دلیل نمی‌شود که با او شوخی نکنیم! طبق آخرین استعلامی که از اداره ثبت احوال گرفتم عنوان وبلاگش همین است که نوشتم، دیگر نمی‌دانم الآن که به وبلاگش سر بزنید با چه عنوانی روبرو خواهید شد! یک وبلاگ‌نویس منظم و منضبط است که در مورد همه چیز می نویسد. وبلاگش خیلی ژیگول است و در ظرف مدت ۲ ثانیه بارگذاری می‌شود. تنها ایرادی که داشت این بود که در حاشیه وبلاگش ۶۰ خط در مورد خودش نوشته بود که خدا رو شکر درستش کرد. مستر افشین زمانی طرفدار شیخ اصلاحات بود که من واقعاً موندم به چه انگیزه ای از آن پیر بی سواد حمایت می کرد.  حالا بماند. این بچه تنش می‌خارد برای آشوب و دعوا و کتک کاری و به بهانه های مختلف در خیابانها حضور می‌یابد! دو پست برتر افشین:

بابا لنگ دراز ۵ فوتی: وبلاگش را سر سختانه دنبال می کنم. از عاشقان و دلباختگان ا.ن است و بیشتر در وصف او می نویسد. از هیچ کوششی برای هیتلر شدن وبلاگش دریغ نمی‌کند و از معدود کسانی است که هیتلر شدن را خیلی دوست دارد. اصلاً دلیل این که آدرس خوراک فیدبرنرش را روزی ۷۶۰ بار اعلام می‌کند همین است. می خواهد بعد از هیتلر شدن یک پست بگذارد و خوانندگانش را از تغییر آدرس وبلاگش باخبر کند و بسی ذوق زده شود! الآن هم معلوم نیست در کدام شهر یا روستا به سر می‌برد. سر زدن به خواهر بهانه است، من میدونم بابا لنگ دراز تحت تعقیب است. هر کافی نتی که او در آن برای وبلاگش پست می گذارد ۲ دقیقه بعد پر از مامور و پلیس می‌شود. یکبار در یکی از کامنتهایش اشاره کرد که در همدان است و ۳۰ ثانیه بعد غار علیصدر را زیر و رو کردند! دو پست برتر بابا لنگ دراز:

بی قرار: روح الله اهل اصفهان است و روزگارش هم بدک نیست. اکثراً خاطراتش را می نویسد و انصافاً خیلی جذاب آنها را تعریف می کند. نوشته هایش بسیار صمیمی و دوست داشتنی است، مثل خودش. فقط من زیاد با قالب وبلاگش حال نمی کنم و همین باعث شده بیشتر مطالبش رو از گودر دنبال کنم و فقط در مواقع حیاتی برایش کامنت بگذارم. یک پست برتر بی‌قرار:

ناگفته های تنهایی: نازی تقریباً از دوستان قدیمی من محسوب می‌شود و بیشتر روزانه نویسی می‌کند. نوشته هایش بسیار صمیمی و دوست داشتنی است و بعضاً با طنز نیز همراه است. یک پسر به نام بردیا دارد که خیلی او را دوست دارد و در اکثر نوشته هایش در مورد او می‌نویسد. مدتی است که از زادگاه خود به دور است و احساس تنهایی می‌کند که امیدوارم هر چه زورتر به دیار خود باز گردد.

روزانه های دوشیزه: نمی دونم چطور با هم آشنا شدیم. شاید خودش یادش باشه ولی من اصلاً یادم نیست. همونطور که از عنوان وبلاگش پیداست بیشتر روزانه نویسی می‌کند و من نوع نگارش مطالبش را خیلی دوست دارم. خیلی شفاف و واضح صحبت می‌کند و راحت حرف دلش را می‌زند. اخیراً منزلشان شده شمس العماره و خواستگارها همینطور در رفت و آمد هستند. سهراب سپهری، انریکه و بابا لنگدراز از جمله خواستگاران دوشیزه هستند! دوشیزه اخیراً در وبلاگی با عنوان مینی مالیده هم مطلب می نویسد. دو پست برتر دوشیزه:

به کسی بر نخوره: دست کمی از مستر افشین نداره و دائماً یا اسم خودش رو عوض میکنه یا شرح وبلاگش رو تغییر میده. بد بختی اینجاست که اسم انتخاب کردن هم بلد نیست و هر دفعه اسمی بدتر از قبل انتخاب میکنه. یک عمل چشم انجام داده و دیگه خدا رو هم بنده نیست. جهنم الضرر، یک خورده هم ازت تعریف می کنم که گریه نکنی. مطالب نگارینا اکثراً کوتاه، جالب و خواندنی است و خودش هم شخصیتی دوست داشتنی دارد. هر کس خواست به وبلاگش سر بزنه دو تا کمپوت هم براش ببره تا بچه دلش نشکنه.

حرفای یه دیوونه: در مورد همه چیز می‌نویسد. بسیار منطقی و ملایم نقد می‌کند و به قول معروف با بغض و کینه مطلب نمی نویسد.روزگاری در بلاگفا مطلب می‌نوشت و الان به خانواده وردپرسی ها پیوسته و از خودمونه!

یوتاب، دختر آریایی: اگر چه با یوتاب تازه آشنا شدم اما می توانم آن را به شما معرفی کنم. یوتاب علاوه بر روز نوشت هایش نوشته هایی بسیار پر محتوا دارد و کلاً بانوی کتابخوان و باسوادی است و این را می توان از درون نوشته هایش فهمید. آنطور که من فهمیدم علاقه بسیاری هم به ادبیات معاصر دارد، نمیدونم درست فهمیدم یا نه. اگر چه مدت کوتاهی است که وبلاگش را دنبال می کنم اما ارتباط خوبی با نوشته هایش برقرار کردم.

دوستان جدید به همراه کسانی که مطالب آنها را همیشه دنبال می کنم:

این وبلاگ بد آموزی دارد ـ بانوی نقره‌ایموسیو گلابیدلا و زندگیدختر نارنج و ترنج مهندس پنگول جونیگیلاس خانومیگل خونهروزنوشت های یک غزلککلبه ترنمجمع دخترونه

عذر خواهی کنید!

۲۹ مهر ۱۳۸۸ حامد دیدگاه ها مسدود است

جناب آقای کریستوف پلایتگین؛ ریاست محترم بازرگانی بنگاه رسانه‌ای رویترز؛با سلام!

شنیدن خبر اهدای جایزه محمد امین به وبلاگ نویسان ایرانی، به خاطر «تعهد، شجاعت و فداکاری آن‌ها تحت شرایط جان‌فرسا و فشارهای فوق‌العاده در حین پوشش دادن اخبار انتخابات ریاست‌جمهوری» به اندازه‌ی تلخیِ اهدای این جایزه به سرکار خانم دلبر توکلی، به عنوان نماینده وبلاگ نویسان، مسرّت بخش بود! شکی نیست بلاگ نویسانی که در طول دوره سانسور شدید رسانه‌ها، زندگی‌شان را برای خبررسانی از وضعیت ملتهب ایران، قمار می‌کردند، شایسته دریافت این جایزه هستند، اما باید از خود پرسید که آیا بلاگ‌نویسی که حتی در این دوره، وبلاگش با موضوعات دیگر هم به روز نشده، می‌تواند شایسته نمایندگی از این قشر، جهت دریافت نشان شجاعت باشد؟!

مگر نبودند بلاگ‌نویسانی همچون سمیه توحیدلو، وحید آنلاین، حنیف مزروعی، مهدی محسنی و… که در این راه دربند شده اند و در به در گردیده‌اند؟! آیا اهدای این جایزه، به نویسنده وبلاگ “خانه دلبر” – که به صراحت می‌توان گفت اکثریت قاطع بلاگ‌نویسان و بلاگ‌خوانان فارسی، وی را تا این زمان نمی‌شناختند! – نوعی کم ارزش جلوه دادن تلاش این عزیزان نیست؟! آیا بهتر نبود، که اصلاً این جایزه به شخص خاصی اهدا نمی‌شد تا اینکه به دم دست‌ترین فرد تعلق گیرد؟! انتظار جامعه بلاگ نویسان ایرانی، از رویترز بیش از این‌ها بود! حداقلش اینکه وبلاگِ شخصی را که به عنوان نماینده بلاگستان، معرفی کرده‌اید از نظر می‌گذراندید!

حقیر و بسیاری دیگر از بلاگ‌نویسان ایرانی، خواستار شنیدن عذرخواهی رسمی رویترز به دلیل خبط پیش آمده هستیم .

پی نوشت: شما هم نامه را امضا کنید. (کلیک کنید)

قرتی بازی در وبلاگستان…!

۶ شهریور ۱۳۸۸ حامد ۱۷ دیدگاه

انگار هیچ چیز ما ایرانی ها نباید حساب کتاب داشته باشه و تو هر عرصه ای پا میذاریم باید اونجا رو به گند بکشیم!

یکی از عرصه هایی که ما به گند کشیدیم همین دنیای وبلاگستان هستش. مثل اینکه تو ایران هر کی از مامانش قهر می کنه فقط مجبوره که ۲ تا کار انجام بده، یا میره خواننده میشه و یا میره وبلاگ میزنه!
به نظر من هر چیزی حساب کتاب داره و وقتی میخوایم کار جدیدی رو انجام بدیم باید قبلش با با ضوابط و قوانین اون کار آشنا بشیم و بعد وارد گود بشیم! دوست عزیزی که زحمت می کشی و به وبلاگ من نوعی میای و بدون اینکه بفهمی من کی هستم، چی می نویسم و اصلا چه سنخیتی با شما دارم کامنت میذاری که “من لینکت کردم، منو بلینک، بای” آخه این چه فرهنگیه که شما داری باب می کنی؟ به نظر من این یک توهین به شعور نویسنده وبلاگ هستش. هر چیزی راهی داره حتی درخواست لینک!
شاید برای همه شما هم اتفاق افتاده باشه. کلی روی یک مطلب کار می‌کنید و براش زحمت می‌کشید و اون وقت طرف میاد تو کامنتش برات عکس خرس میذاره یا چه میدونم، عکس قلب و هر کوفته زهر ماری دیگه! و لابه لای اون قلب ها و خرس ها هم نوشته “جیگرتو بخورم، من آپم، زودی بیا”  در چنین لحظه ای دلت میخواد از درون منفجر بشی!!!!
سر زدن به وبلاگ دیگران هم باید اصولی باشه. اگه دوست داری نویسنده وبلاگ خاصی بیاد یه وبلاگت و مطلبت رو بخونه نباید بری و بگی ” وبلاگت زیبا بود، چقدر تو ماهی، قربون چشای قشنگت، به منم سری بزن “. مطمئن باش از ۲۰ تا وبلاگی که سر بزنی و اینطوری درخواست کنی شاید ۲ یا ۳‌ نفر که اونا هم مثل خودت هستن بهت سر بزنن!!!
امیدوارم با پیشرفت هر چه سریعتر وبلاگ نویسی در ایران دیگه شاهد این فجایع نباشیم!

پی نوشت: از برخی دوستان عذر میخواهم.