قبل از اینکه دوستان ِ جان را معرفی کنم باید سه نکته را مطرح کنم:
۱-این یک بازی وبلاگی است که بابا لنگدراز ۵ فوتی آن را به راه انداخته است.
۲- من حق دارم با همه شوخی کنم ولی هیچ کس حق نداره با من شوخی کنه!
۳-دوستان من انسانهای با جنبهای هستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه!
دوستان کهنه:
آرمان نوشت: آرمان اهل کرمانشاه است و من ارادت خاصی به مردم کرمانشاه دارم و خیلی آنها را دوست دارم ولی این اصلاً دلیل نمیشود که با او شوخی نکنیم. آرمان یک دانشجوی بسیار بی نظم و انضباط است که ترمی ۶ واحد کمیته انضباطی بر می دارد. ضمن اینکه روزنامه نگار هم هست و با نشریه های خود دهان خیلی ها را صاف کرده است. کلاً آرام و قرار ندارد و بعد از انتخابات هم شیطنت های فراوانی کرده است که او را دائماً به یک جایی احضار می کنند!
پسر خوشگذران: خیلی دوستش داریم اما این دلیل نمیشود که با او شوخی نکنیم! طبق آخرین استعلامی که از اداره ثبت احوال گرفتم عنوان وبلاگش همین است که نوشتم، دیگر نمیدانم الآن که به وبلاگش سر بزنید با چه عنوانی روبرو خواهید شد! یک وبلاگنویس منظم و منضبط است که در مورد همه چیز می نویسد. وبلاگش خیلی ژیگول است و در ظرف مدت ۲ ثانیه بارگذاری میشود. تنها ایرادی که داشت این بود که در حاشیه وبلاگش ۶۰ خط در مورد خودش نوشته بود که خدا رو شکر درستش کرد. مستر افشین زمانی طرفدار شیخ اصلاحات بود که من واقعاً موندم به چه انگیزه ای از آن پیر بی سواد حمایت می کرد. حالا بماند. این بچه تنش میخارد برای آشوب و دعوا و کتک کاری و به بهانه های مختلف در خیابانها حضور مییابد! دو پست برتر افشین:
بابا لنگ دراز ۵ فوتی: وبلاگش را سر سختانه دنبال می کنم. از عاشقان و دلباختگان ا.ن است و بیشتر در وصف او می نویسد. از هیچ کوششی برای هیتلر شدن وبلاگش دریغ نمیکند و از معدود کسانی است که هیتلر شدن را خیلی دوست دارد. اصلاً دلیل این که آدرس خوراک فیدبرنرش را روزی ۷۶۰ بار اعلام میکند همین است. می خواهد بعد از هیتلر شدن یک پست بگذارد و خوانندگانش را از تغییر آدرس وبلاگش باخبر کند و بسی ذوق زده شود! الآن هم معلوم نیست در کدام شهر یا روستا به سر میبرد. سر زدن به خواهر بهانه است، من میدونم بابا لنگ دراز تحت تعقیب است. هر کافی نتی که او در آن برای وبلاگش پست می گذارد ۲ دقیقه بعد پر از مامور و پلیس میشود. یکبار در یکی از کامنتهایش اشاره کرد که در همدان است و ۳۰ ثانیه بعد غار علیصدر را زیر و رو کردند! دو پست برتر بابا لنگ دراز:
بی قرار: روح الله اهل اصفهان است و روزگارش هم بدک نیست. اکثراً خاطراتش را می نویسد و انصافاً خیلی جذاب آنها را تعریف می کند. نوشته هایش بسیار صمیمی و دوست داشتنی است، مثل خودش. فقط من زیاد با قالب وبلاگش حال نمی کنم و همین باعث شده بیشتر مطالبش رو از گودر دنبال کنم و فقط در مواقع حیاتی برایش کامنت بگذارم. یک پست برتر بیقرار:
ناگفته های تنهایی: نازی تقریباً از دوستان قدیمی من محسوب میشود و بیشتر روزانه نویسی میکند. نوشته هایش بسیار صمیمی و دوست داشتنی است و بعضاً با طنز نیز همراه است. یک پسر به نام بردیا دارد که خیلی او را دوست دارد و در اکثر نوشته هایش در مورد او مینویسد. مدتی است که از زادگاه خود به دور است و احساس تنهایی میکند که امیدوارم هر چه زورتر به دیار خود باز گردد.
روزانه های دوشیزه: نمی دونم چطور با هم آشنا شدیم. شاید خودش یادش باشه ولی من اصلاً یادم نیست. همونطور که از عنوان وبلاگش پیداست بیشتر روزانه نویسی میکند و من نوع نگارش مطالبش را خیلی دوست دارم. خیلی شفاف و واضح صحبت میکند و راحت حرف دلش را میزند. اخیراً منزلشان شده شمس العماره و خواستگارها همینطور در رفت و آمد هستند. سهراب سپهری، انریکه و بابا لنگدراز از جمله خواستگاران دوشیزه هستند! دوشیزه اخیراً در وبلاگی با عنوان مینی مالیده هم مطلب می نویسد. دو پست برتر دوشیزه:
به کسی بر نخوره: دست کمی از مستر افشین نداره و دائماً یا اسم خودش رو عوض میکنه یا شرح وبلاگش رو تغییر میده. بد بختی اینجاست که اسم انتخاب کردن هم بلد نیست و هر دفعه اسمی بدتر از قبل انتخاب میکنه. یک عمل چشم انجام داده و دیگه خدا رو هم بنده نیست. جهنم الضرر، یک خورده هم ازت تعریف می کنم که گریه نکنی. مطالب نگارینا اکثراً کوتاه، جالب و خواندنی است و خودش هم شخصیتی دوست داشتنی دارد. هر کس خواست به وبلاگش سر بزنه دو تا کمپوت هم براش ببره تا بچه دلش نشکنه.
حرفای یه دیوونه: در مورد همه چیز مینویسد. بسیار منطقی و ملایم نقد میکند و به قول معروف با بغض و کینه مطلب نمی نویسد.روزگاری در بلاگفا مطلب مینوشت و الان به خانواده وردپرسی ها پیوسته و از خودمونه!
یوتاب، دختر آریایی: اگر چه با یوتاب تازه آشنا شدم اما می توانم آن را به شما معرفی کنم. یوتاب علاوه بر روز نوشت هایش نوشته هایی بسیار پر محتوا دارد و کلاً بانوی کتابخوان و باسوادی است و این را می توان از درون نوشته هایش فهمید. آنطور که من فهمیدم علاقه بسیاری هم به ادبیات معاصر دارد، نمیدونم درست فهمیدم یا نه. اگر چه مدت کوتاهی است که وبلاگش را دنبال می کنم اما ارتباط خوبی با نوشته هایش برقرار کردم.
دوستان جدید به همراه کسانی که مطالب آنها را همیشه دنبال می کنم:
این وبلاگ بد آموزی دارد ـ بانوی نقرهای – موسیو گلابی – دلا و زندگی – دختر نارنج و ترنج – مهندس پنگول جونی – گیلاس خانومی – گل خونه – روزنوشت های یک غزلک – کلبه ترنم – جمع دخترونه